به گزارش اطلاع با ما ، افزایش هزینههای زندگی و آموزش، تهیه ابزارهای دیجیتال را برای بخشی از خانوادههای کارگری دشوار کرده است. بر اساس ارقام مطرحشده در گزارش، قیمت گوشیهای هوشمند اقتصادی در شهریور ۱۴۰۵ به حدود ۳۸ تا ۴۰ میلیون تومان رسیده؛ در حالی که حداقل دریافتی ماهانه یک کارگر دارای فرزند حدود ۲۵.۹ میلیون تومان اعلام شده است.
هزینه آموزش فرزندان دیگر تنها به شهریه یا مخارج مستقیم مدرسه محدود نمیشود. لوازمالتحریر، پوشاک، رفتوآمد، اینترنت و در برخی موارد ابزارهای دیجیتال، بخش دیگری از هزینههایی هستند که خانوادهها برای ادامه تحصیل فرزندان خود با آن روبهرو میشوند.
این فشار برای خانوارهایی که درآمد پایینتری دارند، محسوستر است؛ چراکه بخش عمده درآمد آنها صرف نیازهای ضروری مانند مسکن، خوراک و درمان میشود و هزینههای آموزشی باید از همان بودجه محدود تأمین شود.
یکی از نمونههای قابل توجه، قیمت تلفن همراه هوشمند است. طبق ارقام مطرحشده در گزارش، ارزانترین گوشیهای هوشمند موجود در بازار در شهریور ۱۴۰۵ حدود ۳۸ تا ۴۰ میلیون تومان قیمت داشتهاند.
در مقابل، حداقل دریافتی ماهانه یک کارگر دارای دو فرزند با احتساب مزایا حدود ۲۵ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان اعلام شده است.
به این ترتیب، خرید یک گوشی اقتصادی میتواند برای یک خانوار کارگری به هزینهای معادل بیش از یک ماه درآمد تبدیل شود؛ آن هم در شرایطی که تلفن همراه در بسیاری از خانوادهها فقط یک وسیله ارتباطی نیست و برای دسترسی به محتوای آموزشی، انجام برخی تکالیف و ارتباط با مدرسه نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
اصل ۳۰ قانون اساسی بر فراهم کردن آموزش و پرورش رایگان تا پایان دوره متوسطه تأکید دارد. با این حال، هزینههای مرتبط با تحصیل تنها به مبالغی که مستقیماً به مدرسه پرداخت میشود خلاصه نمیشود.
دفتر و لوازمالتحریر، لباس و کفش مدرسه، رفتوآمد، اینترنت و تجهیزات الکترونیکی از جمله هزینههایی هستند که خانوادهها ممکن است در طول سال با آنها مواجه شوند.
بنابراین حتی در شرایطی که دانشآموز در مدرسه دولتی تحصیل میکند، خانواده همچنان با مجموعهای از هزینههای جانبی روبهروست.
همهگیری کرونا و گسترش آموزش مجازی، وابستگی دانشآموزان به گوشی، تبلت و اینترنت را بیشتر کرد. اگرچه با بازگشت مدارس به آموزش حضوری، شدت این وابستگی کاهش یافت، اما ابزارهای دیجیتال همچنان در بخشهایی از فرایند آموزشی کاربرد دارند.
دسترسی به محتوای درسی، ارتباطات آموزشی، برخی تکالیف و منابع کمکآموزشی از جمله مواردی است که میتواند نیاز دانشآموز به اینترنت یا یک وسیله دیجیتال را افزایش دهد.
در نتیجه، تفاوت قدرت خرید خانوادهها میتواند به تفاوت در دسترسی آنها به امکانات مکمل آموزش منجر شود.
این مسئله برای خانوادههایی که چند فرزند محصل دارند، پیچیدهتر میشود. استفاده مشترک از یک گوشی میتواند بخشی از مشکل را کاهش دهد، اما اگر چند دانشآموز همزمان به دستگاه نیاز داشته باشند، محدودیت همچنان پابرجا خواهد بود.
از سوی دیگر، خرید اقساطی یا استفاده از وام نیز لزوماً به معنای کاهش هزینه نیست؛ بلکه پرداخت هزینه خرید را به ماههای آینده منتقل میکند. برای خانواری که از قبل با محدودیت درآمد مواجه است، پرداخت قسط جدید میتواند فشار بیشتری بر بودجه ماهانه ایجاد کند.
هزینه آموزش را نمیتوان جدا از وضعیت کلی قیمتها بررسی کرد. افزایش قیمت کالاها و خدمات باعث میشود خانوارهای کمدرآمد بخش بیشتری از درآمد خود را به نیازهای ضروری اختصاص دهند.
در چنین شرایطی، هزینههایی مانند کلاسهای تقویتی، منابع کمکآموزشی، تجهیزات دیجیتال یا حتی تعویض یک وسیله قدیمی ممکن است به تعویق بیفتد.
بر اساس آمارهایی که در گزارش منبع به آنها استناد شده، تورم نقطهبهنقطه گروه «کالاهای غیرخوراکی و خدمات» در مرداد ۱۴۰۵ به ۶۷.۶ درصد و تورم حوزه آموزش به ۴۷.۷ درصد رسیده است. همچنین در همین گزارش، تورم سالانه دهک دوم درآمدی ۷۸.۳ درصد و برای دهک دهم ۶۷.۶ درصد عنوان شده است.
وقتی هزینههای ضروری زندگی سهم بیشتری از درآمد خانوار را مصرف میکنند، امکان اختصاص منابع مالی به آموزش و امکانات مکمل آن کاهش مییابد.
این مسئله میتواند در بلندمدت به تفاوت بیشتری در دسترسی دانشآموزان به کلاسهای آموزشی، ابزارهای دیجیتال، منابع کمکآموزشی و سایر امکانات منجر شود؛ موضوعی که کارشناسان و فعالان حوزه کارگری از آن بهعنوان یکی از عوامل مؤثر بر تشدید شکاف آموزشی یاد میکنند.
در چنین شرایطی، مسئله فقط خرید یک گوشی یا تبلت نیست؛ موضوع اصلی، توان اقتصادی خانواده برای فراهم کردن مجموعه امکاناتی است که به دانشآموز اجازه میدهد از فرصتهای آموزشی موجود استفاده کند.
فاصله میان درآمد خانوار و هزینههای زندگی باعث شده مفهوم «رایگان بودن آموزش» برای بسیاری از خانوادهها تنها به نبود شهریه مستقیم محدود نشود.
هرچه هزینههای جانبی تحصیل افزایش پیدا کند، فشار بیشتری بر خانوارهای کمدرآمد وارد میشود و احتمال کنار گذاشته شدن برخی هزینههای آموزشی افزایش مییابد.
به همین دلیل، بررسی وضعیت آموزش کودکان خانوادههای کارگری تنها با مقایسه شهریه مدارس و درآمد خانوار ممکن نیست؛ بلکه باید مجموعه هزینههایی را در نظر گرفت که یک دانشآموز برای حضور مؤثر در فرایند آموزشی به آنها نیاز دارد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ