به گزارش اطلاع با ما، نظام سلامت : نظام سلامت ایران از دانش بومی غنی در حوزه بلایا برخوردار است اما در تبدیل علم به سیاست و سیاست به عمل دچار نارسایی جدی است. سه راهبرد کلیدی برای تابآوری عبارتند از: ارزیابی ریسک، تأمین منابع و شایستگی مدیران، و هماهنگی بینبخشی. تمرینهای عملیاتی مستمر، شرط لازم اثربخشی هر برنامه است.
در شرایطی که سیل، زلزله، جنگ یا پاندمی، زیرساختهای یک کشور را نشانه میگیرد، یک پرسش اساسی مطرح میشود: آیا نظام سلامت تاب ایستادگی دارد؟ عباس استاد تقیزاده، مدیر گروه سلامت در حوادث و بلایای دانشگاه علوم پزشکی تهران، تعریفی عملیاتی از این مفهوم ارائه میدهد که فراتر از شعارهای مدیریت بحران است.
به گفته استاد تقیزاده، تابآوری یعنی توانایی یک سیستم برای ادامه مراقبتهای استاندارد و حیاتی «در هر زمان، هر مکان و تحت هر شرایط بحرانی». در این تعریف، نوع بحران (طبیعی، انسانی یا واگیردار) نقشی ندارد؛ آنچه اولویت دارد، قطع نشدن جریان خدماترسانی به مردم است. یک نظام سلامت تابآور در برابر افزایش ناگهانی مراجعهکنندگان (مثلاً از ۵۰۰ به ۷۰۰ نفر در روز) دچار فروپاشی نمیشود.
قدرت جذب بالا: زیرساختها نباید با کوچکترین فشار از کار بیفتند.
تداوم خدمات حیاتی: حتی در نبود برق یا کمبود پرسنل، اورژانس و اتاق عمل فعال میمانند (خدمات غیرضرور ممکن است به تعویق بیفتد).
سرعت بازسازی: معیار اصلی برتری نظامهای سلامت در جهان، مدتزمان بازگشت به وضعیت بهتر از قبل است. هرچه این زمان کوتاهتر باشد، تابآوری بالاتر است.
ایران از سال ۱۳۸۹ در مقطع دکتری تخصصی مدیریت بحران سلامت، نیروی متخصص تربیت کرده و دانش بومی قابل توجهی در سطوح مختلف (از خانه بهداشت تا وزارتخانه) انباشته شده است. اما استاد تقیزاده هشدار میدهد:
محققان یافتههای ارزشمندی تولید میکنند، اما این یافتهها تبدیل به برنامه اجرایی نمیشوند. مشکل دوم، فاصله میان برنامه و عمل است: بسیاری از برنامههای استراتژیک به دلیل کمبود منابع مالی، انسانی و تجهیزات، پیشرفت ناچیزی دارند.
ریشهیابی این گسست و ایجاد زبان مشترک میان محقق و سیاستگذار. خبر خوب اینکه به گفته وی، یک مدل بومی برای سنجش آمادگی در تمامی سطوح نظام سلامت طراحی شده است.
استاد تقیزاده سه اقدام پایهای برای رسیدن به نظام سلامت تابآور تعریف میکند:
بدون شناسایی مخاطرات طبیعی، انسانی و فناوریِ تهدیدکننده یک سیستم، برنامهریزی ممکن نیست. جنگ، پاندمی یا زلزله هر کدام پروتکل خاص خود را میطلبد.
مدیران باید فرایندهای بحران را طوری طراحی کنند که پرسنل در لحظه حادثه سردرگم نشوند. این امر نیازمند آموزش مستمر و تبدیل دانش تجربی به مفاهیم کاربردی است.
نظام سلامت فقط بیمارستان و وزارت بهداشت نیست. سازمانهای متولی آب، غذا، هوا، دامپزشکی و کشاورزی نیز بخشی از این کل واحد هستند. امنیت غذایی و اشتراک دانش میان همه ذینفعان ضروری است.
استاد تقیزاده تأکید میکند: «بدون تمرینهای عملیاتی، حتی بهترین برنامههای مکتوب در زمان حادثه کارایی ندارند.» اقدامات پیشبینی شده فقط از طریق تکرار و تمرین به ملکه ذهنی پرسنل و فرایندهای سیستماتیک تبدیل میشوند. نظام سلامت ایران اگر میخواهد در بحران بعدی سرپا بماند، باید از دانش بومی عبور کند و به تمرین، تجهیز و هماهنگی بینبخشی برسد
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ