به گزارش اطلاع با ما ، ابتذال سینمای ایران: رقابت انتخاب نماینده ایران برای اسکار 2026 بیش از آنکه نشانی از حضور جدی در عرصه بینالمللی باشد، به نمایش ابتذال سینمای ایران و رقابتهای نمایشی داخلی تبدیل شد. تبلیغات پر زرقوبرق، پستهای عجیب اینستاگرامی و به رخ کشیدن پخشکنندههای خارجی بدون پشتوانه واقعی، تنها بیاعتمادی به جریان رسمی سینما را پررنگتر کرد.
با داغ شدن بحث انتخاب نماینده ایران برای اسکار 2026، برخی فیلمسازان ایرانی با پستهای عجیب در اینستاگرام و همکاریهای نمایشی (collaboration) تلاش کردند نام خود را در صدر اخبار نگه دارند. اما این تبلیغات، به جای تقویت اعتبار آثار، تنها ضعف درک حرفهای از رقابتهای جهانی را آشکار کرد.
اخبار تکراری و بیمحتوا مانند «اکران خیلی زود» بدون ارزش خبری واقعی، نمونهای از تلاشهای بیهدف برخی گروههای تولید برای دیدهشدن بود. این روند نشان داد که بخشی از سینمای مجوزدار کشور، به جای تمرکز بر کیفیت، به دنبال دیدهشدن به هر قیمتی است.
به کار بردن نامهای به ظاهر معتبر خارجی برای جلب توجه، یادآور تبلیغات «تحت لیسانس»های صوری سالهای گذشته بود. این نمایشهای بیپایه، نه تنها شانس سینمای ایران را در اسکار افزایش نمیدهد، بلکه اعتبار آن را نیز زیر سؤال میبرد.
با نگاهی به نمایندگان کشورهای قدرتمند در جشنوارههای کن، ونیز و تورنتو—مانند «مادران جوان» از برادران داردن یا «چارهای جز این نیست» از پارک چان ووک—میتوان دید که هیچیک از گزینههای ایرانی حتی برای ورود به فهرست کوتاه (shortlist) هم شانس جدی نداشتند. در نتیجه، این رقابت بیشتر به یک بازی داخلی با ژست بینالمللی شباهت داشت.
تمام این ماجراها، از تبلیغات عجیب گرفته تا بزرگنماییهای بیپایه، نشاندهنده بحران اعتبار و ابتذال سینمای ایران است. در شرایطی که رقبای جهانی با آثار تحسینشده جشنوارهای وارد میدان میشوند، تلاش برخی فیلمسازان داخلی تنها نمایش ضعف ساختاری سینمای ایران بود. اگر قرار است این صنعت جانی دوباره بگیرد، نیازمند بازگشت به کیفیت و پرهیز از ژستهای پوچ تبلیغاتی است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ